بغض نکن ... - تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 18:10
غم، مظلومترین هیولای درونی انسانه. یه گوشه میشینه و با صبوری قطره قطره فقط میریزه توی کیسهی بزرگ خودش. منتهی وقتی پُر بشه و بترکه، تکتک رگها و مویرگها رو از خودش پر میکنه... Adblock test (Why?)
بازگشت ... - تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 15:24
دلتنگ که شویفرقی نمی کند قهر باشی یا ناراحتفرقی نمی کند چه شنیدی و چه گفتیفرقی نمی کند کدام طوری ! بهتر است ...دل است دیگر . . .هوای لبخند میزند به سرش  و نوشتن... Adblock test (Why?)
من آدم صبوری ام، خیلی صبور ... - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 3:18
شاید ساعت ها قضاوتم کنی و من به جای شلیک کلمات به سمت مغزت سکوت کنم، شاید نمک بریزی رو زخمم ولی دوا بشم برای زخمای دلت ولی یادت باشه این صبر کردنا پشتش به دریا نیست؛ یه روزی مثل کوه آتشفشان هرچی جمع شده فوران می کنه.نمی گویم بترس از روزی که صبرم تمام شود چون قرار نیست بُکشمت، فقط اون روز دیگه دوست ن...
دل صاف ... - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 3:18
هنوز نمیدونم با اون آدمی که برام ارزش داره و یهو خودشو از چشمم انداخته باید چیکار کنم ! نه دلت میاد همه چیزو رها کنی و بری نه دیگه هیچوقت دلت صاف میشه که بتونی مثل روز اول نگاهش کنی! به قول تتلو«نه میگم برگرد،نه میگم اینجا خوبه بی تو Adblock test (Why?)
دیگه نمیخوامش ... - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 3:18
چقدر خستگی از این جمله پیداست... و چقدر سخته شنیدنش و سخت تر از اون گفتنش... چقدر بده که حواسمون نیست توی رابطمون چی داریم به سر طرف مقابل میاریم که حواسمون نیست یجاهایی داره تحملمون میکنه داره صبوری میکنه داره مدارا میکنه که حواسمون نیست آخر خسته میشه که آخر ازمون سرد میشه و میرسه به یه جمله "دیگه ...
لج ... - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 9:58
سختتر کردن مسیر یعنی لج.لج-باز، شخصیست که مسیرهای زندگیاش را سختتر میکند.لج-بازی یعنی بازی با مسیرهای سختی که دیگران برای ما به وجود میآورند تا به آنها نشان دهیم اصلا مسیر سختی هم نبوده است.اولین قدم برای خنثی کردن لج در زندگیمان این است که از خودمان بپرسیم:آیا به خودم اجازه خواهم داد از مسیرها و تص...
حال دنیا بد است ... - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 9:58
حال دنیا بد است!حال دنیای خراب شده بد است.از خوشحالی در جنگ برای کشتن کودکان بیگناه تا سلاخی هنرمند مملکت با چاقو!چاقوچاقوچاقوچاقو خراب بشود این دنیای خرابشده که طعم خون را هر صبح به حلقوممان میریزد…خراب شود دنیا ... Adblock test (Why?)
زوریا... - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 9:58
به رقص که درآییغم رخت می بنددخنده تو تسخیر می کند ماتم راشادی تو حیران می کند هستی رازوربای یونانی میگفت: حرفهایی هست که نمیتوانم بگویم. شاید روزی آنها را برایت رقصیدم. چون میترسم با کلمات از عهده بیانشان برنیایم. Adblock test (Why?)
قمار ... - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 19:23
در ابتدای راه اعتماد میکنی و دستت را با هزاران امید به دستش میدهی و با خوش خیالی،در حالی که چشم هایت را بسته ای و وجودت مملو از احساس است قدم برمیداری...نه ترسِ سقوط داری ونه ترس از ارتفاع گاهی زیر چشمی آن هایی که از پرتگاه رابطه به پایین پرت میشوند را تماشا میکنی و به خودت میبالی فکر میکنی آن که با...
بالغ و متفکر ... - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 19:23
فقط وقتی بگویید دوستت دارم ، که دوستش داشته باشید. که بپذیرید باقی زندگیتان را کنارش بگذرانید. به همه نشانش بدهید. دستش را بگیرید و دنیا را بگردید. وقتی که تک تک سلول های جسمتان فریاد بزند. که چشمانتان ، لبریز از عشق باشد. که حاضر باشید جان را فدایش کنید.فقط وقتی بگویید دوستت دارم که آماده باشید و ن...
طاعون ... - تاریخ: 1402/9/15 ساعت: 19:23
زنده ماندهایم پشت میلههای سرد یک حصار نامرئی، حصاری به منزلهی یک طاعون، طاعونی که مانند یک پیچک زرد، گلوی دنیا را فشرده و دست بر نمیدارد.کمتر میخندیم، کمتر ذوق میکنیم، کمتر خیال میبافیم و بیشتر منطقی شدهایم.کافهها ترسناک شدهاند، خیابانها، کوچهها، رابطهها و آدمها؛ ترسناک شدهاند.پنهان شدهایم پشت نقاب ...
کلمه ... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 17:14
استادی داشتیم که میگفت:"دست بیمارهای در حال احتضار را توی دستتان بگیرید!"میگفت: "جان،از دستها جریان پیدا میکند"!قبل ترها،همدیگر را میدیدمبعد تلفن آمد.دستها همدیگر را گم کردند.بغل ها هم همینطور.همه چیز شد صدا. هرم گرم نفس ها،دیگر شتک نمیزد به بیخ گردنمان.اما صدا را هنوز میشنیدیم.حتی صدای نفس مزاحم ها...
دنج ... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 17:14
دلتنگ که شویفرقی نمی کند قهر باشی یا ناراحتفرقی نمی کند چه شنیدی و چه گفتیفرقی نمی کند کدام طوری ! بهتر است ...دل است دیگر . . .هوای لبخند میزند به سرش  و نوشتن... Adblock test (Why?)
پوچی ... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 17:14
از شگفتیمانناگهان به وجود میآییم، از پس هزارههایی بیشمار که وجود نداشتهایم؛ دیری نخواهد پایید که باز وجود نداشته باشیم در این وانفسای وجودیت گاهی فرصتمان فرومیمیرد و برمیآشفتیم.اگر در ژرفترین نهفتِ هستیمان رازناکانه آگاه نمیبودیم به این که در چاه خشکناشدنی ِ ابدیت سهیم هستیم، که از قعر آن تاهمیشه زی...
دنیای موازی ... - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 23:48
کابوس» اسم کل ساعات غیر خواب من بود از لحظهی باز کردن چشمام تا لحظهی روی هم رفتن پلکام با دیدن کابوسایی می گذشت که هر کدومشون به تنهایی برای متلاشی کردنم قدرت یه بمب دست سازِ حسابی رو داشتن. عادت نداشتم توی کابوسام زیاد تکون بخورم یا فریاد بکشم و کسی تلاطم کابوس هایم را نمیدید. دنیای موازیِ خوابم ام...
آتشِ سکوت ... - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 23:48
وقت فریاد رسیدسکوت جایز نیستبس که ما سکوت کردیمدهانمان تار عنکبوت بسته استوقت رفتن رسیدوقت گذر کردنبس که یک جا مانده ایمپاهایمان به زمین زنجیر شده استقلبهایمان بی هیچ خروشی میتپدو دستهایمان بغضمان را میفشاردمحکم و پیاپیراه نفسهامان را دستهایمان بسته استدعا نکنیم، دعایی که درگیر نمیشودو نفرین نکنیم ک...
سرشدگی ... - تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 17:36
من از آدمها آزار، بسیار دیدهام. از محیط پیرامونم بیشتر! هربار که کمی محدوده امن زندگیام را بازتر میکنم برای پذیرش آدمهای جدید، ضربه خوردهام! قوانین و چهارچوب خاص و سختی دارم که اجازه احساس صمیمیت را به هر کسی ندهم. همین هم هست که بیشتر سعی میکنم آدمها و حتی محیط اطرافم را انتخاب شده و آنالیز شده در ...
باید نفس بگیرم ... - تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 17:36
نمیدانی چه کلنجاری با خودم رفتم این مدت که دائما با همه در تعامل بودم و در جامعه حضور داشتم و با همه حرف زدم و انسان درونگرای خلوتخواه درونم را با چه مکافاتی سرکوب کردم!نمیدانی برای منی که عاشق تنهاییام و در نقاط دنج و سکوت، تجدید قوا میکنم، چه رنجیست بدون وقفه معاشرت داشتن و در جمع بودن! تو بگو شنا...
رنج ... - تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 17:36
خاله که مرد ... ، همهی ما بهطریقی توی باتلاقی از شوک و فقدان گیر افتادیم. نمیدانستیم چهطور خلاص شویم و هریک جداگانه برای خودمان تقلا میکردیم.یک بار میهمان دوری به خانهمان آمده بود. زن، کنار مامان نشسته بود و داشتند حرفهای کلیشهی غریبههایی را میزدند که حالا حدی از آشنایی را بهدست آورده بودند. و مامان...
چمدان هجرت ... - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 21:54
دلتنگ که شویفرقی نمی کند قهر باشی یا ناراحتفرقی نمی کند چه شنیدی و چه گفتیفرقی نمی کند کدام طوری ! بهتر است ...دل است دیگر . . .هوای لبخند میزند به سرش و نوشتن... Adblock test (Why?)

برچسب‌های مرتبط

سرطان الثدي | سرطان الدم | سرطان معده | سرطان خون | سرطان القولون | سرطان الرئة | سرطان الرحم | سرطان روده | سرطان الجلد | سرطان الكبد