خرید بک لینک

شاید ساعت ها قضاوتم کنی و من به جای شلیک کلمات به سمت مغزت سکوت کنم، شاید نمک بریزی رو زخمم ولی دوا بشم برای زخمای دلت ولی یادت باشه این صبر کردنا پشتش به دریا نیست؛ یه روزی مثل کوه آتشفشان هرچی جمع شده فوران می کنه.

نمی گویم بترس از روزی که صبرم تمام شود چون قرار نیست بُکشمت، فقط اون روز دیگه دوست ندارم، اون روز هرچقدرم با منطقم برات بجنگم نمیتونم باهات هم کلام شم، اون روز ترجیح میدم به جای نگاه کردن به چشمات به پیامای بازرگانی که همیشه حوصله سر بر بودن خیره شم، من متنفرم از یهویی رفتنا، از یهویی سرد شدنا ولی مجبور میشم بخاطر تو کاری که دوست ندارم و انجام بدم ..

برچسب: نویسنده: بردیا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 3:18

صفحه بندی