خسته از ازدحام کوچه ...
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 21:54
آدم های زیادی را دیده ام که خسته اند. خیلی خسته .خسته اولین چای صبح را می نوشند. خسته ازدحامِ کوچه و خیابان را تحمل می کنند. خسته آدمهای خسته دور و برشان را نگاه می کنند. کاش می شد گاهی آن خودِ خسته را بیدار نکنیم. بگذاریم یکروز بیشتر بخوابد. برود پیاده روی، آنقدر راه برود تا پای دلتنگی اش درد بگیرد...
ساعات هیچ ...
-
تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 21:54
در کتاب پیش از آنکه بخوابم اثر اس جی واتسون یک جمله ناب هست که به نظر من به اندازه یک کتاب حرف دارد.نویسنده معتقد است که خاطراتی هستند که در نبودشان وضعیتمان به مراتب بهتر است. چیزهایی که همان بهتر تا ابد گم و گور شوند و از دست بروند... + دوشنبه یکم فروردین ۱۴۰۱| 15:3|مریم| | Adblock test (Why?)
مرگ ...
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:46
هر بار در مواجهه با شنیدن مرگ متعجب میشم.یه آدمی رو فرض کن تا دیشب بوده، الان هم لباساش هست، وسیلههاش هست، کارهایی که باید انجام بده هنوز هستن، خانوادهش هست، همه چیز مرتبط به اون آدم هست، اما یهو دیگه خودش نیست.خودش چی میشه؟ یعنی چی که دیگه نیست... + جمعه یازدهم تیر ۱۴۰۰| 22:46|مریم| | Adblock test ...
تمام نشدنی ...
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:46
دوست داشتنِ آدمها را بلدَم،نخواستنِشان را بیشتر.توجه را میدانم،بیتفاوتی را بهتر.اما برای من،خاطرهها، بودن هاانتخاب دوست، حُرمت دارند عزیزماگر این دیوارهافاصله هاگوشی هاپیام ها... بیجان نبودندیقهات را میگرفتند ومیگفتند؛"کجاست مهربانیاتکه به خیالِمان تمام نشُدنی بود؟ ... + یکشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۰| 15...
جهنم یخ زده ...
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:46
دلسردی حس خوبی نیست.فرق داره، آدم دلسرد مثل آدم غمگین نیست. نمیشه یه چایی بریزی بدی دستش، یه پتو بکشی دورش، بشونیش کنار خودت و ازش بپرسی چی شده؟ دلسردی با حرف خوب نمیشه. دل سرد مثل یه لیوان چایی از دهن افتاده ست. دستت بهش نمیره. تازه آخرش، دل رو که نمیشه خالی کرد پای گلدون. سر لیوان دلت، که نمیتونی ...
طرحی بدون تصویر ...
-
تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 23:06
هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست.در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم. مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود. اما اگر اولین تمرین
حاکم بر سرنوشت
-
تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 23:06
برای آنکه بتوان حاکم بود باید حداقل برای دورهی معقولی از آینده، برنامهی دقیقی در دست داشت. پس جسارتا میپرسم که انسان چطور میتواند بر سرنوشت خود حاکم باشد در حالیکه نه تنها قادر به تدوین برنامهای
مریض داری
-
تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 23:06
امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازهی مرا توی رودخانهای، جایی بیندازد. یا مرا بسوزاند.هرجا که میخواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مردهها، چالم نکنند. روزهای پنجشنبه می
هیس ...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:00
روزی که دلت برام تنگ شدایستاده به آینه نگاه کنوبرای غرورت دست بزن...
آدم های نصفه نیمه ...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:00
مگر آدم چقدر وقت دارد كه بچسبد به دوست داشتن هاى نيمه كارهآدم های نصف نیمهکه حتی دوست داشتن هایشان را قورت میدهندنه جانم آدمهاى گذرافقط مى شوند حال خرابو يك دل سير پشيمانیآدم بايد يك جور يكى را بخواهدكه انگار بدون اوهيچ روزى روزش به خير نشودو هميشه كنارش باشد...
نگاه های متعفن ...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:00
دخترك گل فروش، کنار همه ماشینها رفت تا بلکه بتونه گلهاش رو بفروشه آقا تو روخدا یه شاخه گل بخر برای خانومت ببر آقا تو رو خدا، جون بچت هیچی گیرش نیامد جز نگاههای تحقیر آمیز رانندهها همین طوری که بغ
یخ زده ...
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:00
تنهایت می گذارد، تو می مانی و یک ردپاگرمای دست هایت می رود، سردت می شود، یخ میزنی و پس از مدتی به تنهایی عادت می کنی...تا اینکه لعنتی ای با آتشی در دست هایش می آید، گرمت می کند و باعث می شود تنهایی را فراموش کنی، ولی او هم نمی ماند.و دوباره باز همه چیز تکرار میشودگرمای دست هایت می رود، سردت می شود، ...
جعلی ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
احساسات جعلیِ خودتونو به بقیه قالب نکنین بعضیا سادهان باور میکنن و بعدها عذاب میکشن...
جایی که باید ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
خودمان باشيم نه جزء ناچيز كسى كه ديده نمى شود بايد بلد شويم ديگر پازل اشتباه كسى نشويم جايى كه بايد نازمان را مى خريدند و به احساسمان ارزش مى دادند و درك مى شديم گوشه دنجمان شد يك تلمبار تنهايى و زخم
مجوز عذاب ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
وقتی میگویم "دوستت دارم" ، منظورم این نیست که تو هرجور باشی، با تمام بیمهری و بیرحمی ات، باز تو را دوست خواهم داشت!منظورم این نیست که آزارم بده و با من بازی کن و بلاتکلیف و معلق نگهم دار و باز مطمئ
گس ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
خیلی وقته فهمیدم من مسیر غلطی رو رفتم که منو به چیزای اشتباه وابسته کرد من واسه یهدلیل اشتباه تو یه زمان اشتباه یهجای غلط بودم. دنیامو به ادمای اشتباهی نشون دادم و تمام ذهنمو بهشون بخشیدم. اما اون ی
شب زده ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
شب بود و ترانه اش سرود و دلم از بند ربود و صد باردرماندم و شعر خواندم و عشقش ز سرم راندم و انگار نه انگار...مریم.ت
محکوم ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
حدود ده ساعته که زل زدم به صفحه. هفتاد تا جمله تایپ کردم و پاک کردم. هر کدوم یک چیز متفاوت. ولی هیچی نیست که منو توصیف کنه. هیچ کلمه ای وجود نداره که حال منو دقیقا نشون بده. یکی از ضعف های زبان همینه. یک حال هایی هست که هیچ کلمه ای نداریم براشون. حال گنجشکی که از سرما نمیتونه بال هاشو تکون بده و محک...
آخرین ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
اگر قرار نیست آخرینِ کسی باشید ، نیایید، نمانید، نسازید و خرابش نکنید ... همین حالا رهایش کنید لطفاً....
ریتم ...
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 19:16
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد توانِ نگه داشتن اگر نداريد خراب نكنيد احساسِ پاكِ آدمهايى كه بعد از شما ميخواهند واقعاً عاشقى كنند شما مى آييد وعده اى ميدهيد سرتان را مى اندازيد و مى رويد به ناكجا آدمِ ب