بیحوصلگی واگیر دارد.
از یک روز به روز دیگرت سرایت میکند.
نه واکسنی میتواند متوقفاش کند و نه آرامبخشی تسکیناش دهد
و ، وقتی میبینی کسی پای حرفهایش نیست،
بیحوصلگیات کش میآید.
آنقدر کش میآید که وقتی چشم باز میکنی میبینی تبدیل شدهای
به یک آدمی که هیچ چیز سر کیفش نمیآورد؛
دلت میخواهد دنیا وارد یک سکوت عمومی شود
دلت میخواهد دست از سرت بردارند
و آنقدر در سکوتات دست و پنجه نرم کنی که آرام آرام حل شوی.
این روزها دنیا همین سر و شکل را دارد،
پر از بیحوصلگی و پر از آدمهایی که حوصلهات را مدتهاست خاموش کرده اند...
برچسب:
نویسنده: بردیا نوروزی