حضوری نصفه نیمه
چشمهایم رو باز میکنم از پشت چشمانم
از خوابهای بدون تعبیرم
از رویاهایی که تویی تنها دلیل شیرینی شان
پر میکشی روی ساعت خاک گرفته ی اتاقم
عقربه های ساعت هم خسته از تکرار روزهای خسته کننده
از دویدن های بیهوده دنبال هم باز ایستاده اند
چه فایده به هم رسیدنشان
وقتی به تو رسیدن محال ترین محالات این کهکشان است
به هم ریخته ای تمام معادلات جهان را
خورشید میرسد به این زمین و در آغوشش میکشد اما تو....
برچسب: تعبیرخواب بدون سانسور,تعبیر خواب راه رفتن بدون کفش,تعبیرخواب بدون لباس,تعبیر خواب بدون روسری بودن,خواب بدون تعبیر,خوابهای بدون تعبیر,تعبیرخواب بدون شلوار,تعبیر بدون کفش راه رفتن,تعبیرخواب بدون لباس بودن,
نویسنده: بردیا نوروزی