به احوال پرسی های همیشگی ات
صبح بخیرهایت
كه مثلا؛
"سلام ، حالت چطوره عزیزم؟"
كه بنويسم :"خوبم عشقم"
و در دل بگويم
مگر می شود تو باشی و خوب نباشم
حال من با تو عاليست
دلم خوش بود
به شب بخيرهای پُر مهرت
كه مثلا ؛
"شب بخير، خوب بخوابی"
كه بنويسم همچنين عزیزم
و در دل بگويم
تو كه باشی خوب می خوابم آرام جانم
دلم خوش بود به همين دلخوشی های اندك
حالا نه از احوال پرسي های گاه و بيگاه خبری هست
و نه از شب بخيرهای پُر مهرت
من مانده ام و من
و خاطراتی كه پشت پلك چشمانم رژه مي روند...
برچسب: من گاهی اوقات مجبورم,من گاهی,
نویسنده: بردیا نوروزی