
پشیمون نیستم اما دلم تنگه... دلم گریه میخواد... نمیتونم جلو اشک هامو بگیرم و هی خودمو محکم وسخت نشون بدم دلم تنگه. ..خیلی دلم تنگه... علاقه هم نباشه عادت که هست...یک جای خالی. .. هر زمان تایم برگشت میشه...هر زمان راه میرم میشینم میز رو میچینم از محل کار برمیگردم ،راهی محل کار میشم... خدااا سختمه گرچه منو سخت ازردی. .. حریم شخصی برام نذاشتی و لحظه هام رو جهنم کردی... اینقدر بهم فشار آوردی و حرمت شکستی که بریدم.,. کم اوردم نتونستم تاب بیارم... می دونم دست خودت نبود ... چه میکردم که پارانویید تمام وجودت رو گرفته بود ورها نمیکرد... چند شخصیتی بودنت روح وروانم رو بهم ریخته ب...
ادامه مطلب